به ما میگن اجبارُ النسخ یعنی مجبورم مصرف کنم تا بتونم راه برم

گفتگو ناشناس الفبا با یک مصرف کننده هروئین

در حال جمع کردن ضایعات از یکی از سطل آشغال‌های اطراف محوطه باباطاهر بود که دعوت به مصاحبه شد. اولش شک داشت ولی بعد از اینکه اطمینان داده شد که ناشناس منتشر می‌شود قبول کرد. در یکی از صندلی‌های نزدیک سطل آشغال نشستیم و صحبت کردیم. بعد از مصاحبه، تایپ و تنظیم آن موقع صرف شام بود و موقع شام خوردن کلا در این فکر که او الآن کجاست، شام خورده یا نه و شب کجا خواهد خوابید. آنچه می‌خوانید بخشی از این گفت‌وگو است که طبق قولی که به او دادیم نام و هویتش ناشناس خواهد ماند. این گفتگو در روز سه‌شنبه 2 شهریور 1400 در اطراف آرامگاه باباطاهر صورت گرفته است.

 

چیکار میکنی این روزها؟

کارم جمع کردن ضایعات دیگه

از کی داری این کارو انجام میدی؟

سه ساله هر روز دارم انجام میدم

قبلش شغلت چی بود؟

توی یه شرکتی کار میکردم

چی شد اومدی بیرون؟

به خاطر اعتیاد

چی مصرف میکنی؟

هروئین

مصرف هروئین چقدر هزینه داره برات؟

روزی 100 یا 150 تومن درمیارم و حدود 70 اینا میدم به هروئین

زن و بچه داری؟

داشتم

چی شدن؟

رفتن دیگه

بچه چندتا داشتی؟

یه دونه پسر

چند وقت یه بار بچه‌ات رو میبینی؟

بستگی به خودم داره. هر موقع بخوام میتونم ببینمش ولی سعی میکنم هفته‌ای یه بار باشه

از کی مصرف میکنی؟

حدود 15 سال پیش

الان چند سالته تقریبا؟

حدود 38 یا 39 سال

چرا مصرف کننده شدی؟ دلیل خاصی داشت؟

دلیل خاصی نداشت ولی به هر حال تو محل و دور و اطراف میدیدیم . عادی بود این چیزا

کدوم منطقه؟

شاهپسند و حصار

پس از 23 و 24 سالگی مصرف کردی؟

یه بار که مصرف کردیم بالاخره ترسمان ریخت و بعد از اون حالا نمیگم یهویی ولی یه دو سالی طول کشید

پس بعد دو سال عادی شد این روند؟

به ما میگن اجبارُ النَسَخ دیگه. مجبورم مصرف کنم تا بتونم راه برم و بتونم حرف بزنم

بعد اعتیادت ازدواج کردی؟

آره ولی اوایل هروئین مصرف نمی‌کرم. تریاک بود. اون موقع من دو سال مصرف نکردم وهمون موقع هم ازدواج کردم.

الان تنها زندگی میکنی؟

آره، من مشکلم یه چیز دیگه‌اس که تنها زندگی میکنم. من از بچگی کلا پدر و مادر نداشتم.

از چند سالگی؟

از سه سالگی. پدرم تصادف کرد و مادرمم شوهر کرد و رفت.

پس تنها بزرگ شدی

پیش مادربزرگم بودیم. چهارتا داداش بودیم که اونم بعد حدود 10 سال فوت کرد و ما ماندیم و خودمان

مادرت رو دیگه نمی‌بینی؟

برای من فرقی نداره دیدن یا ندیدنش. مادری نکرد برامون.

بچگیت چطور بود؟

هیچی. من نه محبت مادر دیدم نه محبت پدر شاید الان یادم نیاد ولی زندگی خوبی نبود

استعداد خاصی داشتی؟

من درسم خوب بود. همیشه جزو نفرات برتر کلاس بودم. تو راهنمایی هم اهمیت ندادم به درس خوندن و تا سوم راهنمایی خوندم و بعدش ول کردم

بچگی دوست داشتی چیکاره بشی؟

آرزویی نداشتم. چون معمولا اینا رو پدر و مادر می‌پرسه از بچه. اونا هم که نبودن

دوست داری چه اتفاقی بیفته برات تو آینده؟

همین مواد رو بزارم کنار و زندگی کنم مثل همه

تو این اتفاق، خودت رو بیشتر مقصر میدونی یا محیط و اطراف رو؟

ما معتادا میگیم بعضیا واقعا حیفن که دارن مواد میکشن و بعضیا واقعا حقشونه که مواد بکشن

چرا؟

این برمیگرده به اخلاقیات و ذات خود طرف. اینکه میگم حیفه که دارن میکشن چون هنوز معرفت و مردی تو وجودشون هست.

تو جزو اون دسته‌هایی؟

شاید، بقیه باید بگن

الان بزرگترین دغدغه ات اعتیاده؟

ما از هر طرف نگاه میکنیم می‌بینیم مشکلمون اون اعتیاده هستش

تو این مدت سعی کردی ترک کنی؟

حدود 5 – 6 بار شده ولی بعده رفتن خانوادم دیگه هیچ انگیزه‌ای برای ترک ندارم. با خودم میگم برای چی ترک کنم. شما فکر کن من الان ترک کردم و پاکم خب که چی؟ نه شغلی نه خونه‌ای نه زندگی

شبا کجا میخوابی؟

تو خیابون

زمستونا کجا؟

همین خیابون

بچه‌ات چند سالشه؟

7 سالشه

دوست داری چیکاره بشه؟

خیلی دوست دارم خلبان بشه. شایدم شد

آره ایشالله میشه چرا نشه. خلبانم حقوقش خوبه و وضع زندگی‌تون تغییر میکنه

نه من اصلا دوست ندارم اون دست من رو بگیره. دوست دارم خودم وضعم تغییر کنه و خودم قبل بزرگ شدنش دستش رو بگیرم.

چیزی هست بخوای بگی؟

فقط میگم دشمن آدم هم معتاد نشه

 

 

پی‌نوشت: عکس از خبرگزاری مهر و تزیینی است.

لینک کوتاه
alefbahamedan.ir/?p=1898

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا